By bahaar87

دختركم، روی یه ملافه خوابید‌ی و هر از گاهی تکونی به خودت می‌دی. نمی‌دونم کی بود. فکر کنم از زمانی بود که به رموز عشوه‌گری آشنا شدی … و من عاشقت شدم. بوی آب‌دهن روی صورتت، چرک‌های لای انگشتات، لبخند مرموزی که کلید موفقییتت تو کارای خلافه، جیغ‌های کوچولوی میگویی‌ت و جای انگشتای تپلت روی کامپیوتر و میز دیوونه‌م می‌کنه.

تا می‌شنوی “روباهه دمش درازه …” شونه‌هاتو مثل یه رقاص ماهر تکون می‌دی و دست می‌زنی. آهنگای مورد علاقه‌ت for Elise و یکی از آهنگای elmo س.

یه ماهی می‌شه که می‌تونی  کمی بایستی.

گاهی فکر می‌کنم اگر نبودی این روزای بد چه‌جوری می‌گذشتن. (البته از نقش friends هم نباید غافل شد).

پاسخ دهید