By bahaar87

همه سبز بودند. حاضرم قسم بخورم. ساعت 5:30 خوابیدم، به امید معجزه‌ای شاید. مثل وقتایی که کار بدی می‌کردم و چشمامو می‌بستم تا بلکه خواب بوده باشه، تا همه چی برگرده به قبل. تبریک.

یک پاسخ to “”

  1. افروز می گوید:

    احساس خفقان می کنم.
    احساس مرگ…
    وقتی سریال کیف انگلیسی رو میدیدم از تقلبایی که میشد حالم بد میشد و احساس می کردم دارم خفه میشم!
    الان دقیقا همون حس رو دارم .
    صدامون به هیچ جایی نمیرسه و نه به هیچ کسی
    و ما محکومیم به ظلم و تقلب
    از هممون متنفرم…
    از همه خودمون که احمقانه رفتیم و رای دادیم. چقدر احمق بودیم .
    احساس حماقت می کنم.
    یه باره دیگه رودست خوردیم

يك پاسخ برايش بگذاريد