این روزا تو کشوری که توش زندگی میکنیم اتفاق مهمی میافته. جمعهی این هفته (22خرداد) روز انتخابات ریاست جمهوریه. کروبی، رضایی، موسوی و احمدینژاد کاندیدا هستن. این روزا رو دوست دارم چون هر چه بود مردم رو یه تکون اساسی داد. احساس جوانی میکنم. دلم فریاد میخواد.
من هنوز هم نمیفهمم چرا میگن :”مگه خاتمی چی کار کرد؟” من میدونم خاتمی چه کارایی نکرد ولی اینو هم میدونم که خاتمی سوپرمن نبود. دیشب وقتی تو فیلم انتخاباتی موسوی دوباره خندید فهمیدم که تا دنیا دنیاس دوستش دارم و بهش رای خواهم داد. انگار دوباره 18 ساله شدم. ما توان خندهرو از این مرد گرفته بودیم.
دیگه اینکه خانومخانوما داره کمکم میایسته.
ژوئن 9, 2009 در t 9:49 ق.ظ |
مردم رو یه تکون اساسی داد؟ بعد اون وقت تو احساس جوونی میکنی؟ او مای، دلت فریاد هم میخواد؟ what the hell do you mean exactly؟ بهار عزیزم کلمات برای بابا و مامان مفاهیم جداگانهای دارن، یه موقع بعدن اینا رو نخونی برداشت غلط بکنی ها…
ژوئن 9, 2009 در t 9:50 ق.ظ |
کامنت من چرا پابلیش نشد؟
ژوئن 9, 2009 در t 9:52 ق.ظ |
شرمنده. این سیستم cashing جدید شبکهمون باعث شد اشتباه کنم. این دو تا آخری رو پاک کن لطفن. حتی اگه لازمه سومی رو هم!